السيد موسى الشبيري الزنجاني
5091
كتاب النكاح ( فارسى )
مىشود . مثال دوم : ثانيها زوجتك أرضعت بلبنك ابن « 1 » اخيها فصار ولدك و هى عمته ، و عمة ولدك حرام عليك لانها اختك فهل تحرم من الرضاع ام لا ؟ فمن قال بعموم المنزلة يقول نعم و من قال بالعدم قال لا . در اين مثال بنابر عموم منزلت زن شخص ، خواهر او مىشود و بنابر عموم منزلت ازدواج او باطل مىشود . مثال سوم : ثالثها زوجتك أرضعت عمّها او عمتها أو خالها أو خالتها فصارت أمّهم ، و أمّ عمّ و عمّةِ زوجتك حرام عليك حيث أنّها جدّتها من الاب و كذا أمّ خال و خالةِ زوجتك حرام عليك حيث أنّها جدّتها من الام فهل تحرم عليك من جهة الرضاع ام لا فمن قال بعموم المنزلة يقول : نعم و من قال بالعدم يقول : لا . در اين مثال بنابر عموم منزلت ، زوجه شخص جدّه تنزيلى خود آن زوجه مىشود يعنى مرضعه ، جده خودش مىشود و لازم مىآيد كه مرد با ام الزوجه خودش ازدواج كند زيرا مراد از امّ الزوجه كه از محرّمات مصاهرتى است اعم از امّ بلاواسطه و امّ مع الواسطه است و شامل جدّه پدرى و جده مادرى هم مىشود . در فرض اول ، زن ، مادر عموى خودش و در فرض دوم ، مادر عمه خودش - كه اين دو جده ابى زن هستند و در فرض سوم ، مادر دائى خودش و در فرض چهارم مادر خاله خودش - كه اين دو جده امّى زن هستند - مىشود . تا اينجا مثال سوم را توضيح داديم اكنون مىگوييم : اين مثال قيودى دارد كه قيود آن ذكر نشده است . توضيح اينكه عمو يا عمه يا دائى يا خاله كه به معناى برادر پدر يا خواهر پدر يا برادر مادر يا خواهر مادر مىباشد گاهى اين اخوت از طرف پدر است و گاهى از طرف مادر است و گاهى از طرف پدر و مادر است . اينكه اخوّت
--> ( 1 ) - همانطور كه استاد دام ظله در فرع چهارم تذكر دادهاند « ابن » خصوصيتى ندارد و بهتر است به جاى آن كلمه « ولد » گذاشته شود . ( نگارنده )